واژه باران

ببار ای بارون ببار، با دلم گریه کن خون ببار...

جان کلام

  • ۰۶:۵۵

یکی از نعمت های بهشتی هم باید این باشد که بتوانند حرفشان را همانطوری که دقیقا منظورشان هست بیان کنند، یعنی نیاز به شرح و توضیحات اضافه نداشته باشند. نعمت مقابلش این است که جان کلام دیگران را بدون سوءتفاهم، کج فهمی و رنجیدگی، درک کنند. 

  • ۴۱

تاریکی

  • ۲۳:۵۵

آدم ها دیگران را از چیزهایی می ترسانند که خودشان از آن می ترسند.

  • ۴۲

بعد بیتی

  • ۰۰:۱۷

جملهء غمگینی که روی شیشه عقب مینی بوس نوشته شده بود.


  • ۳۸

سه ساعت تمام!

  • ۱۲:۵۹

چه جوری میشه خیلی مودبانه و شیک به همسایهء محترم گفت: عزیزم، لطفا میشه گفتگومون رو تموم کنیم و شما تشریف ببرید منزلتون؟ ببخشید.

  • ۹۸

کابوس

  • ۰۸:۳۶

یک پاک کن عظیم الجثه، غرش کنان و در حالی که از دو سوی پوزه اش خرده های چرک به اطراف می پاشید دنبالش افتاده بود. 

تمام خطوط ردپایش را، هر چه که بود - طرح یا نوشته، شکسته یا خمیده، ساده و یا پیچیده- حریصانه می بلعید و پیش می آمد.

اینطور دریافت که پاک کن می تواند حتی خود او را هم پاک کند.

مداد سیاه کوچولو از خواب پرید. 

در میان صفحهء سفید بزرگی گمشده بود. 


  • ۴۷
۱ ۲ ۳
Designed By Erfan Powered by Bayan