واژه باران

ببار ای بارون ببار، با دلم گریه کن خون ببار...

تاملات شتابزده در باب زیبایی!

  • ۰۳:۰۸

هفت صبح، نفر اولی بودم که آزمایش دادم. 

بعد، از اونجایی که گوشیم رو جاگذاشته بودم، نیم ساعت تمام بیکار نشستم، و تا وقت رفتن به کلاس بشه، به آدمها نگاه کردم. 

به لباسهاشون و به قیافه هاشون. بعضی ها به نظرم زشت و بعضی ها به نظرم زیبا اومدند.

زشت و زیبا

همینطور که به مردم نگاه میکردم، فکر کردم شاید آدمها سهمیه ای از زیبایی در طول زمان داشته باشند. هوم؟ شاید!

بعضی بچه ها رو دیدین تو بچگی چققققدر بانمک و تو دل برو و شیرین و بامزه اند؟ بزرگ که شدن، بی مزه و بی نمک میشن. تمام اون جذابیت آب میشه میره تو زمین. 

بعضی دیگه رو دیدین تو جوونی چقدر خوشتیپ، خوش قد و بالا، خوش چهره، خوش همه چی... همچین که دو تا چین رو پوستشون افتاد، و دو تا تار موی سفید تو سرشون دراومد، تمام اون زیبایی پودر میشه میریزه زمین.

در عین حال، بعضی ها هم هستن که تو پیری زیبا هستن. با همون قد خمیده، با همون سر کم مو، با موی سفید و پوست چروکیده و دندونهای تابه تا، شیرین و قشنگند. به عکسهای جوونیشون نگاه کنی، میگی ئه! چطور ممکنه یه آدم پیرش از جوونش قشنگتر باشه؟ ممکنه. ممکنه.

خلاصه اینکه فکر میکنم ناامید نباید شد. اگه آدمی هستیم که در بچگی قیافه مون شبیه آدم بزرگها اونم از نوع اخمو و بداخلاقش بوده، و در جوانی، جذابیت خاصی نداشتیم، می تونیم به روزگار پیری خودمون امیدوار باشیم! 

اگه بخوام حرف جدی تری بزنم، اینو میگم که آدمهایی رو میشناسم که در گذشته به نظرم خیلی زیبا بودند اما حالا معمولی و قابل تحمل به نظر میان. آدمهایی رو دیدم که زیبا نبودند اما از دیدنشون آراااامش میگرفتم. آدمهایی هم بودن که زیباییشون برای دیگران هم زحمت داشت.


اگه بخوام یه کمی جدی ترتر بگم، به نظرم میاد آدم تو سن جوانی هم زیباپسندتر و هم زیبابین تره. شاید اگر چند سال قبل بود به راحتی میگفتم هر کسی در حد خودش زیباست و  هیچکس اونقدر زشت نیست که بشه گفت هیچ بهره ای از زیبایی نداره. 

الان شاید کمتر از گذشته به زیبایی دیگران اهمیت بدم، اما راستش اساسا زیبایی کمتر به چشمم میاد. متاسفانه زشتی ها هم دیده میشن. چیزی که فکر میکنم در جوانی کمتر دیده میشود.


نکته دیگری هم هست که از این قراره: وقتی در حضور کسی احساس آرامش و اطمینان و گرمی و صمیمیت یا اعتماد و ایمان رو درک کنید، دیگه به سختی می تونید به ظاهرش توجه کنید حتی اگه زشت باشه و زیبا نباشه. 

و اگر همهء این احساس ها برعکس ادراک بشه، به سختی می تونید تحملش کنید، هر چقدر هم زیبا باشه.

می تونم عاشق زنعموی شوهرم باشم با اینکه از قوم شوهره و خیلی پیره و بینی بزرگ و پوست سبزه اش اونقدر ژن قوی داشته که به بچه هاش هم به ارث رسیده. اما خودش شدیدا محبوب و بچه هاش دوست داشتنی اند. 


و نکتهء آخر اینکه، آدمها با هر قیافه ای خودشون رو دوست دارن. حتی من هم می تونم مثل دخترم ساعتها جلوی آینه بنشینم و به قیافهء معمولی خودم نگاه کنم و از زیباییش لذت ببرم. با اینکه میدونم وقتهایی که عصبانی میشم، گریه میکنم، اخم میکنم، غذا میخورم، خسته و کسل میشم، حتی وقتی میخندم و در اغلب حالات بجز حالت جلوی آینه نشستن، حسابی زشت میشم.

  • ۱۴

مزاحم!

  • ۰۷:۳۸

ما که از برجام پاره کردن امریکا نمی ترسیم، ما فقط از هارت و پورت های تهدید به جنگ امریکا می ترسیم! 

ما که از تحریم های دوبله و سوبله امریکا و اروپا و بتون توی راکتور ریختن نمی ترسیم، ما فقط از اخم کردن امریکا و اتحاد جامعه جهانی 5 کشور اروپا!! برعلیه خودمون می ترسیم!

ما که از دروغ گفتن و گند زدن به مملکت و آزموده را برای بار هزارم آزمودن نمی ترسیم، ما از رای نیاوردن و رییس جمهور نشدن می ترسیم!

ما از پامال کردن خون شهدای هسته ای نمی ترسیم که، ما فقط از تیراندازی داعش در مجلس می ترسیم!

ما که از برقراری ارتباط با جامعه جهانی امریکا و اروپا ترسی نداریم، ما فقط از مستقل بودن و توی دهن زیاده خواهان زدن می ترسیم!

ما چون از تحریم نمی ترسیم، به سوی فتح قله های تحریم پیش می رویم! و چون از جنگ نمی ترسیم، به دشمن مهاجم پناه می بریم! 

حالا که بناست ضایع بشویم، چرا به دست امریکا ضایع بشویم؟ ما خودمان، به دست خود، خودمان را ضایع می کنیم تا اجازه دخالت در امور داخلی خود را به امریکا نداده باشیم!!!!


اصل مطلب از وبلاگ دکتر یونس +

  • ۱۰۰
Designed By Erfan Powered by Bayan