واژه باران

ببار ای بارون ببار، با دلم گریه کن خون ببار...

مهندس تخریب

  • ۱۷:۳۸


خش... خش... خش...

باد شبانه، به استحکام ساخت لانهء گنجشک ها نظارت می کند.

  • ۴۵

رفیق باز تنها

  • ۱۷:۳۰

در گذر از کویر تنهایی،

   از رود شور صمیمیت نوشید.

           هر چه نوشید، تشنه تر شد.

  • ۳۸

رو! رو! با قایق، در مسیر باد...

  • ۱۲:۰۱

امروز هوا یه ابر حسابی، بدون باد و خاک و بارون بود. خدا کنه یه بارون بادی حسابی بدون خاک تو ابرها باشه. 

*

یه چیزی که وقتی یادم میاد، لبخند به لبم میاره؛ اینکه تو مراسم اعتکاف، نی نی کوچولو با من بوده. چند سال بود دلم میخواست برم اعتکاف جور نمیشد. سال قبل برای مراسم و دعا و اینا، به شکل مهمان رفتم. همون وقت دلم خواست وقتی که نی نی داشته باشم، مراسم اعتکاف قسمتم بشه. حالا امسال بدون اینکه خودم بدونم این اتفاق افتاد. و حالا یه جور خوشحالی عجیبی داره. کاش آرزوهای خوب همه همینطور بی خبر و خوش خبر برآورده بشن. 

 *

از فلان موسسه زنگ زدن بهم که مدارکت رو بیار. اسم 6 نفر هم با شماره تلفن و آدرس بیار برای تحقیق. 

فارغ از اینکه من از کجا 6 تا دوست با شماره و آدرس رو داشته باشم؟ (باید یکی یکی زنگ بزنم به دوستهایی که چند سال بیخبریم از هم و آدرس بپرسم و طبعا ماجرای ثبت نام و مصاحبه رو بگم. حالا تو تحقیق چی ازشون خواهند پرسید، خدا داند) آخه 6 نفر؟ چه خبره؟ بعد اگه تو مصاحبه رد شدیم، نصف شهر میفهمند که رد شدیم! آبرو داریم خب. 

*

ترفند این هفتهء دخترک برای وادار کردن من به توپ بازی: نی نی که برای من نمیاری که باهاش بازی کنم! پس مجبوری خودت باهام بازی کنی!!!


دراز کشیده بود گوشی بابا به دستش: مامان؟ شما همیشه راستش رو به من میگید؟ 

من: اوووم... آره... تا جایی که بشه...

- مامان؟ شما چیزی رو از من مخفی میکنید؟!! 

من: از بیرون: مشقات رو نوشتی؟

از درون: 😨

فکر کنم ماه رمضون که دخترک روزه بگیره و من نگیرم، مجبور بشم بهش بگم. 

چطوری بگم حالا؟؟؟! 

*

پشیمونم که به مامانم گفتم!! حالا زود بود. 😔

*

تو لیست خرید، گوشت قرمز و بوقلمون، هر دو رو نوشته بودم که همسر بخره. هدفم این بود که یه بار چرخگوشت رو دربیارم و هر دو رو چرخ کنم و بردارمش. گوشت قرمز رو خرید و بوقلمون نداشتند، گفت شنبه میارن. بفاصلهء سه روز دو بار چرخگوشت بشورم؟ کی؟ من؟ نخیر! بعد از اتمام کار، تمام قطعاتش رو باز کردم و با کاسه گذاشتم تو فریزر. سه روز بعد درآوردم بقیه گوشتها رو چرخ کردم! تازه در مصرف آب هم کلی صرفه جویی شد! :) 

میشه گفت تنبلی مدرن! میشه هم گفت زرنگی مدرن! 

ولی این یکی دیگه زرنگی بود: همسر کشک بادمجان خرید و حلیم. کشک بادمجان چرب و چیلی با یه ریزه کشک رو با حلیم قاتی کردیم و در نتیجه یک حلیم بادمجان ابتکاری به دست اومد که من و دخترک نوش جان کردیم. خوشمزه بود... و تلخیش کم بود.

*

پس کی تکنولوژی اینقدر پیشرفت میکنه آدمها بتونن بو ها رو بخورند؟

بوی چلو کبابی، بوی شیرینی پزی، بوی نان تازه، بوی پیراشکی تو دست بچه... لامصب بوها از خود خوردنی ها، خوشمزه ترند!

آدم اگه بتونه بو بخوره، نه چاق میشه، نه دیابت و فشارخون و مشکلات دیگه پیدا میکنه... تازه دهنش هم تلخ نمیشه. دلم میخواد یه چیز شیرین، یا میوهء آبدار بخورم بدون اینکه همون لحظه دهنم تلخ بشه یا چند ثانیه بعد یا چند دقیقه بعد... کم تلخ بشه یا زیاد...  :(

خیلی اشتها ندارم با نخوردن هم راحت کنار میام. اما اینکه همون یه خرده چیزی که میخورم مزهء زهرمار میده، به معنای واقعی کلمه زندگی رو به کامم تلخ میکنه.

*

دیروز دخترک رو بردم برای مسابقات قرآن ناحیه. اینقدر اوضاع برنامه ریزی و برگزاری مسابقه بد بود که از نوشتنش منصرف شدم. اگه بخوام اعتراض کنم بهشون نمیگم برگزاری در شان قرآن نبود. میگم در شان خودتون بود. بی نظمی. بی عدالتی. بی برنامگی. بی خیالی!!!

*

کنکور هم دادیم محض خالی نبودن عریضه! کیه که دربیاد!! :))




*عنوان: از جلوی اسباب بازی فروشی رد شدم. آهنگ کودکانه پخش میکرد.


  • ۴۵

وقتش نیست!

  • ۲۱:۴۸

از برنامهء وقتشه خیلی بدم میاد! 

از شخص مجریش، از نحوهء اجراش، از بی محتوایی حرفهاش، از قربون صدقه رفتنهای بیخودی حال بهم زنش، از پیام دادن های خیلی بیش از حد رو، از ایدهء جلف برنامه اش، از ویژه برنامه نوروزش، از ترکیب بیمزهء جیغ و دست و هورا به سبک عموپورنگ و مزه پرانی به سبک مهران مدیری، از همه چیش بدم میاد. خیلی زیاد! 😠😠😠

و با کمال تاسف دخترم این برنامه مزخرف رو که درست سر شب پخش میشه، دوست داره! 😟😟

و تلویزیون ما هر روز بین نهال و نسیم نوسان میکنه! 😩


+ صرفا برای خفه نشدن، نوشته شد!

  • ۵۰

اگر حجاب ندارید...

  • ۰۷:۲۲

دیشب کلیپ دعوای مامور گشت ارشاد با زن بی حجاب رو تو تلویزیون دیدم. همزمان با گزارش، من و مامان هم بحث می کردیم. مامان گفت: چرا از زن بی حجاب طرفداری میشه؟ در حالی که هم بی حجابه. هم فحاشی کرده؟ خب اون مامور هم آدمه سنگ که نیست! 

گفتم: مامان خودت میگی ماموره. وظیفشه که با آدمهای ناهنجار سر و کله بزنه. برای این کار آموزش دیده. باید بتونه خودشو کنترل کنه.

مامان باز حرف خودشو زد: این یه زنه. اونم یه زنه. چرا میگن اگه این "زن" به زور حجاب سر کنه، بهش ظلم شده. اما نمیگن اگه به اون "زن" فحش داده بشه، بهش ظلم شده؟ 

داشتم سعی می کردم جواب بدم. که یهو پرسیدم: اصلا کی این وسط فیلم گرفته؟

 همون لحظه تو گزارش علی مطهری نماینده مجلس داشت دربارهء دام گذاشتن برای مامور نیروی انتظامی حرف میزد. بله، می تونم بگم دام بوده.

جوابی برای حرفهای مادرم نداشتم. یه زن با بی حجابی هم به دین و هم به قانون بی احترامی کرده. بعد به ماموری که بهش تذکر داده توهین کرده. همه جای دنیا توهین به مامور انتظامی یا کارکنان دولتی، حین انجام وظیفه جرم محسوب میشه. بعد یه نفر همراهش با پخش فیلم تو رسانه های خارجی، بطور نامردانه ای آبروی کشور رو برده. در مقابل زنی هست که وظیفش رو به شکل نادرست انجام داده و یه نفر رو کتک زده. 

پلیس بارها گفته نه با بی حجابهای عادی، بلکه با کسانی که بی پوششی آنها نوعی هنجار شکنی به حساب میاد برخورد میکنه.

 من فکر میکنم اون هنجارشکن ها، بدون عقبه جلو نمیان. پخش شدن این فیلم نشون میده که پلیس داره با یه جریان موذی سر و کله میزنه. جریانی که هم حجاب و هم پلیس رو نشونه گرفته. 

یعنی همون کسی که پلیس بهش میگه "هنجار شکن"، دقیقا همون کسیه که با یه تذکر دادن، متذکر نمیشه و رفتارش رو تغییر نمیده. به همین علت که کارش اینه، منتظر تذکر می مونه تا در جواب توهین کنه و فیلم بگیره و ادامه ماجرا... خیلی ها بی حجابند اما هنجار شکن نیستند و از شیوه پلیس ناراضی اند. بعد این افراد هم چنین روشی رو یاد میگیرند: توهین به پلیس، فیلم گرفتن و آبرو بردن.

چرا پلیس برای برخورد با "هنجار شکن" ها یه کمی باهوشتر و با شیوه های اطلاعاتی عمل نمیکنه؟ 

.

تهش این سوال برای من باقی موند، ما واقعا چی میخواهیم؟ ما پلیسی میخواهیم که ازش اطاعت نکنیم؟  قانونی که رعایت نکنیم؟ حکومتی که اعمال حاکمیت نکنه؟

هر قانون دیگری بر هر جامعه ای حاکم بشه، همین کار رو انجام میده: اعمال حاکمیت! همیشه عده ای راضی و عده ای ناراضی وجود داره. همیشه عده ای موافق و عده ای مخالف وجود داره. 

اما این جامعه و کشور ماست، این هم دین ما و قانون ماست. اگر از قانونش خوشمون نمیاد، یا نمی خواهیم از پلیس اطاعت کنیم یا نمی خواهیم به دین عمل کنیم، آیا باید آبروی جامعه خودمون رو پیش دشمن ببریم؟

 گاهی وقتها هم میشه گفت: اگر حجاب ندارید، لااقل نامرد نباشید.


مطلب مرتبط از وبلاگ دکتر یونس +


مطلب مرتبط از وبلاگ صالحه +


مطلب مرتبط از وبلاگ دلژین +


کتاب زن و بازیابی هویت حقیقی(نسخه الکترونیکی)  + 

  • ۱۰۱
Designed By Erfan Powered by Bayan