واژه باران

ببار ای بارون ببار، با دلم گریه کن خون ببار...

یمن، در جام جهان نما

  • ۱۲:۵۲


یمن در جام جهانی



در یکی دو هفته گذشته که تیم ملی فوتبال ما در جام جهانی روسیه بازی داشت، چندین مطلب مختلف در فضای مجازی خواندم که به نحوی به ماجرای محاصره و کشتار مردم مسلمان و کودکان بی دفاع یمن اشاره می کرد. 

گروهی به ما هشدار می دادند که توجه به جام جهانی، نباید مایهء غفلت ما از مردم مظلوم یمن شود. و گروهی دیگر، می گفتند بگذارید وسط این همه غم و غصه ملی، یک شادی و هیجان ملی را هم تجربه کنیم، بهمان زهرش نکنید.

گروه اول بحق، به سیاست کثیف جنایتکاران سعودی- صهیونیستی اشاره می کردند. اینکه درست مثل دزدهای نیمه شب، در پناه انبوه خبرهای هیجان انگیز و بوق و شیپورهای پر سر و صدا و حاشیه های رنگارنگ یک مسابقه بزرگ ورزشی، پنهان شوند و هر چه بیشتر ستم کنند و هر چه کمتر، دیده شوند.

این حرف ها را می شنیدم و می خواندم. و به یاد بعدازظهرهایی میفتادم که وسط کارتون فوتبالیستها بدترین موقع برای تذکر والدین بود که پاشو برو درست را بخوان. در عین حال مگر میشود دربارهء یمن سکوت کرد؟ مگر میشود انسان بود و حرفی از این ظلم های بزرگ نزد؟

از سوی دیگر، اینکه ما مسابقات را تماشا نکنیم یا درباره جام جهانی حرف نزنیم، آیا سودی واقعی برای مردم یمن دارد؟ آیا کمکی به آنها می کند؟ 

اینکه در داخل کشور خودمان، بین خودمان حرف بزنیم و دربارهء آن با هم مجادله کنیم، چه مشکلی را از آنها حل میکند؟

چطور میتوان به آنها کمکی کرد که واقعا فایده داشته باشد؟

اصلا چرا باید سعودیها و صهیونیستها  بتوانند چنین سیاستهایی را پیاده کنند؟

.

چیزی که به فکرم رسید این بود. دشمنان ما از یک فرآیند طبیعی در مغز آدمها استفاده میکنند: وقتی که به نقطهء الف توجه می کنید، توجه شما به نقطهء ب کم میشود و از آن غافل می شوید. همانطور که شما نمی توانید همزمان به سمت چپ و راست خود یا به عقب سر و جلوی روی خود نگاه کنید.

برای مبارزه با این سیاست چه می توان کرد؟

اینکه از یک رویداد طبیعی دیگر استفاده کنیم. 

نقطهء ب را بردارید و بگذارید درست وسط نقطهء الف. حالا همزمان به هر دوی الف و ب توجه کنید.

 درست مثل وقتی که راننده ها آینهء جلوی ماشین را تنظیم می کنند و همزمان جلو و عقب ماشین را می بینند.


یعنی مسئلهء یمن را برداریم و ببریم درست وسط جام جهانی،  جلوی چشم تمام دوربین هایی که لااقل برای مدتی کمتر رنگ سیاسی دارند. 

فکر کردم میشد در اعتراض به کشتار کودکان یمنی به بازوی بازیکنان تیم خودمان، و حتی بازیکنان تیمهای کشورهای مسلمان، روبان مشکی بست. 

ما یک مسابقه در شهر کازان با مردم مسلمان داشتیم. میشد از این دین مشترک برای انتقال پیام نجات برای کودکان یمنی استفاده کرد. 

میشد در بازی با تیم کشور مسلمان مراکش، با رد و بدل کردن یک پیام فرهنگی و اسلامی، این ظلم و ستم را یادآوری کرد. حتی با تیم های اسپانیا و پرتغال هم، از وجه انسانی ماجرا میشد حرف زد.

یادم هست در جام جهانی فرانسه، وقتی که با تیم آلمان بازی داشتیم، گزارشگرهای مسابقات چند بار به این اشاره میکردند که یورگن کلینزمن بازیکن آلمانی، در زمان زلزله رودبار با مردم ایران ابراز همدردی کرده، همین کار، علاوه بر مهارت فوتبالیش او را نزد مردم کشور ما یک چهره محبوب کرده. یا چند وقت پیش بود که میشنیدیم همین آقای رونالدوی پرتغالی، از حضور در اسرائیل و همکاری با آنها خودداری کرده. 

 پس فوتبالیستها می توانند از چیزهایی بجز فوتبال، از انسانیت، از حق حیات مردم عادی حرف بزنند. 

بیشتر از بازیکنان فوتبال، تماشاچیان و مسافران روسیه می توانستند موثر باشند. در کنار آن همه بوق و پرچم و کلاه و رنگهای روی صورت، پیامهایی هم دربارهء کودکان و مردم مظلوم یمن منتقل کنند. با بلند کردن پرچم یمن یا روبانهای سیاه، تصویر بچه های یمن، پلاکاردها و علائم دیگر. 

با هرچیزی که برای دیگر حاضران در جام، تماشاچیها و دوربینها ایجاد سوال کند: این پرچم کجاست؟ این عکس چه میگوید؟ یمن کجاست؟ آنجا چه خبر است؟ قلقلک دادن ذهن مردم دنیا و ایجاد سوال. 

میشود به چیزهای مختلف توجه همزمان کرد. میشود نقطهء ب را که دزدها میخواهند در تاریکی شب نگه دارند، برد درست زیر نور پروژکتورها و جلوی چشم دوربین ها و به همه نشانش داد.

ما قبلا این را دیده ایم. 

وقتی که امام خمینی پیام مردم مظلوم ایران را از نجف به فرانسه برد. هجرت از حجره های نجف به جلوی چشم دوربینهای تشنهء خبر نو در فرانسه.

حتی خیلی قبلتر از آن، اسلام به ما یادداده چطور به چیزهای مهم، توجه مشترک کنیم. وقتی که به ما میگوید برنامهء برائت از مشرکین را ببرید وسط مراسم عبادی حج. تا بشود مراسم عبادی سیاسی. 

 مثل نماز که فقط یک عمل عبادی روزانه نیست. بلکه وقتی قرار است مال حلال و زکات شرط قبولی آن باشد و جماعت ثواب آن را بی نهایت کند، دیگر نماز یک عمل عبادی اجتماعی اقتصادی است. 


لطفا کسی نگوید چرا اعمال عبادی مقدس و مهمی مثل حج را با جام جهانی فوتبال مقایسه می کنی. اگر ما می توانستیم در مراسم حج برای یمن فریاد بزنیم و یقهء سعودیها را بگیریم، دیگر چه غمی داشتیم؟

اگر امام می توانست کار انقلاب را از نجف پیش ببرد، چه نیازی به هجرت به پاریس داشت؟

حج بزرگترین گردهمایی مسلمانها و بزرگترین رسانه ماست.

 مصیبت بزرگ ما همین اسارت بزرگترین رسانه و اصلی ترین مراکز تجمع و ارتباطات دینی مان است. 

اما اگر نتوانیم در خانهء خود حرف بزنیم، چرا از هر پنجرهء دیگری برای رساندن فریاد مظلومان به مردم جهان استفاده نکنیم؟ 

اول هنر اتحاد و ارتباط و مجتمع شدن را کسب کنیم، شاید همین، راه رسیدن را باز کرد. 


اینها که به فکرم رسید و نوشتم، می توانست راههای مردمی موثری برای کمک کردن به مردم یمن باشد.

من کاری به دولتها ندارم. از رسانه های مردمی حرف میزنم. 

از مردم ایران، از مردم مسلمان، به مردم جهان از هر دین و ملتی. 

 از ارتباط سینه به سینه، و توجه دادن مردم جهان به اتفاقی که در آنجا میفتد. 

اگر بخواهیم اتفاقی بیفتد، باید کاری کنیم که مردم آن را انجام بدهند. آگاهی مردم باعث میشود تیم آرژانتین مسابقه تدارکاتیش با اسرائیل را لغو کند. اگر به دولتها باشد عرضهء رساندن یک کشتی به ساحل امن را هم نخواهند داشت. 



پ.ن. همهء این حرفها توی ذهنم بود که بنویسم، تا شب بازی با پرتغال. وقتی که کلیپ مزاحمت صوتی عده ای ایرانی! را جلوی هتل محل اقامت تیم پرتغال دیدم. حالم گرفته شد. قلمم یخ کرد و ننوشتم. 

با خودم گفتم من از این جماعت سبک، چه توقعات فوق العاده ای دارم ها!!  پیام جوانمردی ایران خودمان را هم منتقل نکرده اند، آبروی تختی و پوریای ولی و رستم دستان را هم بردند، انتقال پیام مظلومیت مردم یمن پیشکش!


ولی دیشب با دیدن عکس بالا دلم گرم شد. حتی اگر فقط همین یک خانواده، همین یک پوستر دست ساز را بالای سر برده باشد، ارزش دارد که من هم درباره اش بنویسم که کار درست همین است.


  • ۷۶
دانیال دهقانیان
أنا یمانی ...
تشکر موفق باشید
خواهش میکنم. سلامت باشید.
.. مَروه ..
سلام
خیلی خوب بو
خیلی پیشنهاد جالبی بود

دم اون خانواده گرم.....
سلام 
تشکر
دمشون گرم واقعا.
مهدی . ح
ممنون از مطلب مفصل و قابل تأملتان

نکته ای به ذهن بنده می رسد. من ناآشنا با فوتبال نیستم. سالها مهم ترین تفریح من فوتبال بازی کردن بود و یکی از جدی ترین طرفداری هایم، طرفداری از فلان بازیکن و تیم ایرانی و خارجی. خیلی از عمرم پای فوتبال نگاه کردن یا دویدن پشت توپ گذشته. پوستر و عکس این بازیکن و آن تیم را به دیوار خانه می زدم و خیلی وقتها که فوتبال می دیدم، پاهایم یخ می کرد. اگر پیگیرتر بودم، شاید الآن به جای دانشجو، بازیکنی بودم که در یک تیم درجه چندم بازی می کردم... اینها را می گویم که بگویم از آنهایی نیستم که از بچگی با فوتبال دیدن سری نداشته اند و ذاتا بی علاقه بوده اند.

نگاه به فوتبال گاهی نگاه به عنوان امری تفننی است و گاهی نگاه به عنوان امری تمدنی. من فکر می کنم نگاه شما نگاه اول است. یعنی فوتبال یک تفریح پرطرفدار در سطح دنیاست... اما شاید بشود طور دیگری هم فوتبال و المپیک و... را دید. ریشه ی ورزش قهرمانی کجاست؟ مبنایش چیست؟ بر چه انسان شناسی و هستی شناسی ای استوار است؟ کارکرد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن چیست؟ این مدل حرفها معمولا با چماق تحجر رانده می شوند و نشنیده می مانند؛ اما شاید بی بهره از حقیقت نباشند. شاید خواندن کتابهای "تربیت پهلوانی" و "داستان ورزش غرب" از آقای اسماعیل شفیعی سروستانی کمک زیادی به فهم این نگاه کند...

سلام
خوش آمدید.
کامنت مفصل شما را خواندم. اما حرف اصلی من دربارهء فوتبال نبود. دغدغه اصلیم دربارهء یمن بود.
پیله سرخ
سلام
بعضی گفته ن که خر دجال که هر مویش یه رنگه، همین رسانه ست که در آخر الزمان یه عده دنبالش میرن و انتظار گرفتن نان از پالانش دارن. بعضی گفتن دجال با همین رسانه میتونه مردم رو از حقیقت دور کنه و چشم اونها رو ببنده و بگه بهشون ان ربکم الاعلی!
عرضم اینه که همه تلاش ها و تحرکات برای رساندن صدای مظلوم به مردم دنیا لازم و واجبه ولی مردمی که هوای نان در سر دارن و مست خر دجالن نمیتوووننن برای ستاندن حق مظلوم کارامد باشن. 
ولی هر حرکت و هر کاری برای رسوندن صدای حق طلبی مظلوم واجبه!
خیلی خوشحالم که تونستم مطلبتون رو بخونم.
سلام

نمیدونم اون بعضیا چه کسانی بودن که اینطوری نظر دادن. درباره خر دجال بودن رسانه ها. 

ولی فعلا نظرم اینه که کارآمدی آدمها رو از روی عملکردشون بشناسیم.  یعنی آدمهایی که عملکردشون در جهت رساندن صدای مظلومیت مردم یمن هست، میفهمیم که لااقل اینا مست خر دجال و گرسنهء نان پالانش نیستند. حالا چه به رسانه ها توجه بکنند چه نکنند. 
آنهایی هم که عملکردشان در این جهت نیست، حالا یا دنبال خر دجالند یا دنبال چیزهای دیگه.

ممنون که خوندید.

پیله سرخ
جسارتاً گمانم منظور بنده رو اشتباه متوجه شدید!
:)
نه که الان تب مشکلات اقتصادی داغه، هرچی حرف میزنه آدم ممکنه به اون ربط بدن.  :)

منظورم از "هوای نان داشتن" منفعت طلبی و لذت طلبیه نه دغدغه معیشت.
یعنی کسی که فقط به لذت و نفع خودش فکر میکنه، حالا شما صدای مردم یمن رو هم بهش برسونید کاری نمیکنه. همون جام و جهانی براش مهمتره. 
منظورم این بود.
نخیر ، کاملا متوجه منظورتون شدم. اصلا هم به مسائل اقتصادی ربط نداشت و ربط ندادمش. 
 تقریبا به نوشته من هم مرتبط نبود.
چون من دارم از روش های انتقال پیام و مفید و موثر کردنشون  حرف میزنم.
 و شما دارید از نتیجه انتقال پیام حرف میزنید که در چه کسانی موثر نخواهد بود! (فقط هم جنبه منفی قضیه رو گرفتید!) همیشه آدمهایی هستن که لذت خودشون رو به همه چیز ترجیح میدن. اما الان دلیلی نمی بینم که به اونها اهمیت بدم یا تو محاسبه و فکرم دخیلشون کنم. 
پیله سرخ
مفید بودن و موثر بودن روش انتقال پیام رو از کجا متوجه میشید؟


یه مقدارش رو باید از قبل فکر و طراحی کرد. مثل همین چیزهایی که به فکرم رسید و اینجا نوشتم. بقیه اش هم باید انجام داد تا فهمید. مثل اون کاری که اون خانواده انجام دادن. 
پیله سرخ
به بیان دیگه از پیش بینی و برآورد نتیجه.
پس باید در انتخاب روشهامون تا حدی هم نتیجه محور باشیم. 
درسته حرف بنده؟
این نتیجه ای که تو پاسخ کامنت قبلیتون نوشتم، با اون نتیجه ای (به بیان دقیقتر، بی نتیجه گی) که در کامنت اول شما بهش اشاره شده، خیلی تفاوت داره.

این نتیجه که من بهش اشاره کردم، یه نتیجهء عملیه، در مورد کارآمدی روش طراحی شده. بعد از مرحلهء عملکرد و ارزیابی روش، میشه فهمید این روش تا چه اندازه نتیجه داشته و تا چه اندازه نتیجه نداشته، و بعد از اون اجرا کننده می تونه روشش رو عوض کنه. اما هیچ وقت مبنای فکری کار رو تحت الشعاع قرار نمیده.
من در حال حاضر امکانات اجرای فکرم رو ندارم، چه برسه به مرحلهء سنجش کارآمدی روش. اونهایی هم که توان و امکانش رو دارن، علی الظاهر تو فکرش نیستن.
 با این حال وقتی به تصویر اون خانواده نگاه میکنم که عکاسش و خبرگزاری منتشر کننده ش ایرانی نیستند، احتمالا پرتغالی هستند، میفهمم این روشی که من فکرش رو کردم و اونها انجام دادند، بازتاب داره. نتیجه داره. و در این حد درسته.

اون بی نتیجگی که شما اول گفتید، یک چیز کلی هست. بی نتیجگی مورد نظر شما، ناشی از نااهل بودن مخاطبه. یه چیزی مثل اونکه حضرت علی باهاش رو به رو بودند. حرف حق و مجری حق و روش حق، منتها مخاطب نااهل. کار بی تاثیر میشه.
 باز هم مبنای فکر زیر سوال نمیره. و بهانه ای برای منصرف شدن هم به دست نمیاد. کما اینکه هیچ وقت معصومین ناامید نشدن و امر خودشون رو رها نکردن. ولی کار هم به شکل مطلوبش پیش نمیره.
در نهایت جوابتون اینه اولا ما هنوز به اون ایده آل اجرایی معصوم نرسیدیم. اصلا هنوز چیزی رو اجرا نکردیم و عملکردی نداشتیم و عملکرد نداشته رو ارزیابی نکردیم و سهم ناقص بودن روش خودمون رو کسر نکردیم و روشها رو اصلاح نکردیم تا تهش ببینیم چقدرش مربوط به نااهل بودن مخاطبه. 
پیشاپیش هم نمی تونیم بگیم هر کس پای تماشای رسانه و جام جهانی و غیره میشینه، حتما از اون مخاطب نااهل هاست که شیفتهء رسانه های خردجال شده و هر چیزی دربارهء ظالم و مظلوم بهش بگید خیالی نخواهد داشت. نخیر اینجوری نیست. حرف زدن تاثیر داره. حتی اگر به نظر بیاد مخاطب بیخیاله.

 من دارم از آغاز کردن راه رفتن حرف میزنم و شما از اشکالات فنی که اصولا ممکنه در سرعتهای بالا پیش بیاد، واقعا چی باید بگم؟
سید رمضان حسینی
موفق‌ترین نمونه از حرکتی که می‌گید رو بازیکنای گلزن آلبانیایی و کوزوویی سوئیس انجام دادن تو بازی با صربستان.
تقریبا نظر همهٔ رسانه‌ها و همه مردمی که می‌دیدن رو جلب کردن و فیفا رو هم مجبور کردن که واکنش نشون بده و مهم‌ترین از اون خیلی نگاه‌ها رو به تیم صربستان عوض کردن.
فوتبالی نیستم. فقط بازیهای ایران رو دیدم. اما الان که شما گفتید تو نت جستجو کردم و یه چیزهایی فهمیدم از جنگ صربستان و کوزوو و  ماجراهای این بازی.
 دقیقا منظورم همینه. بازیکن یه حرکت میکنه، عکاس عکس میگیره، تماشاچی می بینه و نقل میکنه، در نهایت یکی مثل من که حتی فوتبالی نیست، وادار میشه جستجو کنه تا بفهمه قضیه از چه قراره. و اطلاعات کسب میکنه. همینطوری باید مردم دنیا رو به قضیه یمن، غزه، روهینگیا و... حساس کرد.
 پرچم کوزوو روی کفش های گلزن! ببینید تا چه حد به جزئیات توجه میشه. و چقدر دوربین ها و تماشاچی ها و همه، دقیق و کنجکاو و ریززززبین میشن.
  واقعا موقعیت خوبیه برای زدن هر حرفی. 
پیله سرخ
اگه نظرم  بی نتیجگی باشه که به وجوب حق طلبی اشاره نمیکنم!

متوجه شدم که واقعا کلام بنده رو متوجه نشدید. شاید عیب در نحوه گفتار منه که با این حساب هرچی هم توضیح بدم فایده نداره. بدتر سوء تفاهم پیش میاد! 
موفق باشید.
پیله سرخ
اگه نظرم  بی نتیجگی باشه که به وجوب حق طلبی اشاره نمیکنم!

متوجه شدم که واقعا کلام بنده رو متوجه نشدید. شاید عیب در نحوه گفتار منه که با این حساب هرچی هم توضیح بدم فایده نداره. بدتر سوء تفاهم پیش میاد! 
موفق باشید.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan