واژه باران

ببار ای بارون ببار، با دلم گریه کن خون ببار...

نشانه های خدا

  • ۱۹:۱۱

دخترکم با دوستش میخواستند یه نمایش کلاسی اجرا کنند. دربارهء عید مبعث. نمایششون فقط همون صحنهء گفتگوی جبرئیل و پیامبر صلی الله علیه و آله و نزول آیات ابتدای سورهء علق بود. 

اما وقتی از من راهنمایی خواست، مثل کسانی که خیلی دوست دارند یه چیزی رو توضیح بدند، شروع کردم به توضیح دادن که پیامبر توی غار حرا مشغول عبادت بود. با اینکه هنوز پیامبر نشده بود و هنوز فرشته از طرف خدا نیامده بود که بهش بگه نماز بخون و روزه بگیر... اما خودش میرفت اونجا توی غار حرا، و با خدا حرف میزد و دعا میکرد. 

شکل غار رو توضیح دادم که به اندازهء یه نفر بود و یه دریچهء کوچولو به سمت خانه کعبه داشت. بعد میخواستم توضیح بدم که محمد صلی الله علیه و آله به خداوند چی میگفت. 

فکر کردم حتما مثل ما نبوده که همه ش بگه خدایا به من خونه بده، پول بده، اینو بده، اون رو بده. همین رو به دخترم گفتم. گفتم دعا همیشه که نباید یه چیزی از خدا گرفتن باشه. میشه آدم مثلا دربارهء خود خدا حرف بزنه. 

مثلا بگه ای خدایی که... ای خدایی که... 

راستی چطوری باید دربارهء خدا حرف بزنه؟

ای خدایی که آسمان رو آفریدی... ای خدایی که کوههای بزرگ و دریاهای بزرگ رو آفریدی...

به دخترم گفتم وقتی که ما میخواهیم کسی رو بشناسیم یا درباره اش حرف بزنیم، نشونه هاش رو میگیم.

مثلا میگیم سارا که خونه شون تو کوچه فلانه. زهرا خانم که مادر عباسه. حسین که موهاش صاف و مشکیه.

اما خدا رو که نمیشه اینجوری بگیم! 

ای خدایی که خونه ات تو ارتفاع هزار و دویست کیلومتری از زمینه! ای خدایی که پدربزرگ فلانی هستی! 

 با لحن شوخی گفتم و هر دو خنده مون گرفت! 

خدا با هیچ کس فامیل نیست. خونه اش جای مشخصی نیست. قد بلند یا کوتاه یا موهای فرفری یا صاف نداره.


پس وقتی که میخواهیم با خدا حرف بزنیم چطوری باید نشونی بدیم؟

نشونه های خدا ، چیزهایی هستن که او آفریده.

برای همین میگیم یا رب العالمین. ای خدایی که همه چیزهای توی جهان رو آفریدی. 

خدایی که کوه و دریا و آسمان و جنگل و حیوانات رو آفریدی.

شاید... شاید محمد صلی الله علیه و آله وقتی که به کوه و صحرا میرفت از خودش می پرسید چه کسی آسمان و ستاره های فراوانش و کوه و ابرها را آفریده؟ چه کسی من را و پدر و مادرم را آفریده؟ 

شاید... شاید با خودش فکر می کرد آن خدایی که همهء جهان رو آفریده، همون کسی است که من و بقیه آدمها رو هم آفریده.

شاید بعد از اون با خدایی که نمی دید، اما او را می شناخت حرف می زد. 

شاید دعا میکرد و به خداوند میگفت: ای خدایی که جهان رو آفریدی، من تو رو میشناسم و میدونم که من رو هم آفریدی. میدونم که هیچ عیب و نقصی نداری. میدونم صدای من رو میشنوی و من رو می بینی. از همه چیز آگاهی و قدرت داری که هر کاری رو انجام بدی. من تو را خیلی زیاد دوست دارم. 


+ من نمیدونم واقعا پیامبر با خدا چطور حرف میزد قبل از بعثت. حتما باید یه تحقیقی بکنم ببینم چیزی در این باره پیدا میکنم یا نه. اما همونطور که نوشتم، اینها تصورات و خیالبافیهای من بود که برای دخترم تعریف کردم. درسته که واقعی نیست. اما با توجه به مضمون و محتوای خیلی از دعاها و مناجاتهایی که در مفاتیح هست، فکر میکنم مضمونش چندان خطا نباشه.


  • ۲۳
مهسا جون
:)   
:)
چارلی ‎‌‌‌
من یه بار کلاس پنجم نقش امام علی رو توی نمایش عید غدیر بازی کردم! هیچوقت‌ یادم نمیره با اون عبا و لباس ها چه حس معنویت خاصی داشتم.‌ اصلا قرار هم نبود برم تو نمایش، کاملا اتفاقی شد. هنوزم تنها دیالوگمو بعد از این همه سال حفظم، پیامبر میپرسه «ای علی! چگونه احرام بستی؟» و بعدش من میگم:
«من با نیت شما احرام بستم و گفتم پروردگارا! با همان نیتی که پیامبر تو احرام بسته٬ من نیز احرام می بندم»
موقع بیعت کردن یکی از بچه ها جو گیر شد پای منو بوسید :)))))

من فکر میکنم خیلی شبیه مناجاتای صحیفه سجادیه بوده باشه!
نمایش شما حرفه ای بوده. چه متنش هم سنگین بوده! معنیش رو هم میفهمیدین؟  طفلک بچه بدجوری جوگیر شده!
+ این نمایش کلاسی بود. متن خاصی نداشت. لباس پیامبر رو با چند تا شال مشکی و سفید و خاکی رنگ خودم درست کردم. جبرئیل هم چادر جشن تکلیفش رو پوشید. متنش هم که سورهء علق با ترجمه بود! :) 
من خودم هی دنبال بهونه میگردم برم بالای منبر واسه دخترم سخنرانی کنم! :)
خونه مادری
اگه به متنی از قبل بعثت رسیدید خوشحال میشم ببینم با این حال گمان می کنم شبیه حضرت ابراهیم با خدا حرف میزد
اگه پیدا کردم همین جا می نویسم. 
احتمالا همینطور بوده. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan